الماس واژه این هفته

  •  

اگر ديوار نبود
نزديک تر بوديم،
همه وسعت دنيا يک خانه ميشد
و تمام محتوای يک سفره
سهم همه بود
و هيچکس در پشت هيچ ناکجايی پنهان نميشد

  •  

اگر همه ثروت داشتند
دلها سکه را بيش از خدا نمي پرستيدند
و يکنفر در کنار خيابان خواب گندم نميديدید
تا ديگری از سر جوانمردی
بي ارزشترين سکه اش را نثار او کند
اما بی گمان صفا و سادگی ميمرد، اگر...

همه ثروت داشتند

·         

 

اطلاعات GIS

 

GIS" چيست؟ "Geographic Information System                   

مقدمه و تاريخچه :
فن آوري
GIS
از نظر تجاري بيش از 30 سال است كه وجود دارد ولي راه اندازي گسترده آن در سطح جهاني تنها به چند سال اخير محدود مي شود. از جمله عواملي كه مانع از رواج سريع و جامع آن بوده اند عبارتند از :
ــ آگاهي ناچيز از نقش ، منافع و پتانسيل اجرائي
GIS
ــ فقدان فن آوري مناسب و مقرون به صرفه
ــ دشواري كار، زمان و منابع لازم براي گرد آوري داده هاي مناسب به فرم رقومي
براي آشنايي با تاريخچه اين تكنولوژي بهتر است كه به بررسي پروندهء پيدايش و رشد نرم فزار
GIS در طول 20 يا 30 سال گذشته بپردازيم .
بسته هاي نرم افزار
GIS نوعا" از سه مبدا ريشه مي گيرند كه عبارتند از :
1. سامانه هاي ترسيم ( كارتوگرافي )
2. سامانه هاي اداري ( مديريت داده ها)
3. سامانه هاي جغرافيايي ( منابع طبيعي و محيط زيست )

وضعيت كنوني
سامانه هاي
GIS
به شكلي كه امروزآنها را مي شناسيم از سه منبع فوق ريشه گرفته و راهي طولاني را پشت سر گذاشته اند. اين سامانه ها هنوز تحت بررسي و تحقيق هستند و همچنان براي توسعه آنها سرمايه گذاري مي شود. هدف از اين كار بهينه كردن عملكرد و بالا بردن سطح فني آنهاست .
سامانه هاي ابداعي براي مديريت داده هاي اصلي طوري بسط يافته اند كه مي توانند عملكرد نمايش نقشه و تحليلات ( سه بعدي ) جغرافيايي را نيز انجام دهند.  نتيجه آنكه كامپيوتري شدن نقشه ها و ترسيمات منجر به تحول شگرف در رشد و تاريخ
GIS شده است.

با گذشت زمان ، تعداد كاربران اين سامانه ، كه در ساير زير مجموعه هاي صنايع فن آوري اطلاعات (IT) مشغول به فعاليت مي باشند. افزايش اساسي يافته است . بدين لحاظ دامنه تنوع كاربران نيز گسترش يافته است .  اكنون GIS تنها مورد توجه مؤسسات خدمات رساني يا سازمانهاي دولتي محلي يا مركزي بزرگ نيست . كاربران GIS امروزه در بخش هايي همچون حمل و نقل ، خرده فروشي ، امور مالي يا ساير قسمتهاي بخش خصوصي ديده مي شوند.


( تعريف
GIS )
جامع ترين تعريف مورد پذيرش براي سامانه اطلاعات جغرافيايي
GIS تعريفي است كه تحت عنوان كاربرد اطلاعات جغرافيايي در گزارش كميته بازرسي به رياست Lord chorleg ارائه گرديد. به موجب اين تعريف :
سامانه اطلاعات جغرافيايي سامانه اي است كه براي دريافت ، ذخيره سازي ، كنترل ، ادغام ، پردازش ، تحليل و نمايش داده هايي كه از نظر مكاني به زمين مرجع يافته اند . اين سامانه معمولا مستلزم يك پايگاه داده كامپيوتري زمين مرجع و يك نرم افزار مناسب با نوع كاربرد مي باشد.
ـ به عقيده
Laurini , Thompson (1992 سامانه GIS در يك توصيف كلي سامانه اي است كه شرايط زير را تامين مي نمايد :
ــ  ابزاري را براي نمايش رقومي پديده هاي مكاني به دست مي دهد كه عبارت است از دريافت و كد نمودن داده ها .
ـ  با ارائه ابزار لازم ، امكان به كارگيري و حفاظت از داده هاي كد شده را فراهم سازد . مثلا با امكاناتي براي به روز آوري ، مديريت و ذخيره سازي ، تبديل يا سازماندهي مجدد داده ها از يك فرم به فرم ديگر يا تائيد نمودن و اعتبار سنجي داده ها .
ــ  ارائه ابزار لازم براي اصلاح ، رسيدگي ، خلاصه سازي و امثال آن . به عبارت ديگر با تسهيلات لازم به تحليل ، شبيه سازي ، تركيب و تصريح مشكلات نظري يا عملي كمك نمايد.
ــ  با در اختيار قرار دادن امكان يازيابي موثر داده ها در فرايند پرسش هاي پيچيده اي به وظيفه استدلال فضايي كمك كند.
ــ  ارائه خروجيهاي مختلف اعم از جدول هاي چاپي ، نقشه هاي پلات شده ، عكس ، نمودارهاي علمي و امثالهم ،‌ در فرمهاي مختلف و مناسب
" اچ دنيسون پارك " در مقدمه " كتاب شناسي سامانه هاي اطلاعات بين الملل 1993" مي گويد ، عبارت
GIS معنايي نزديك به تكنولوژي مديريت ، پردازش و تحليل داده هاي فضايي جغرافيايي با كامپيوتر يافته است . يعني عبارت GIS بيانگر يك فن آوري است نه يك سامانه 0000

" GIS به عنوان يك تكنولوژي ادغام شده "
يكي از مزاياي فن آوري
GIS اين است كه مي تواند مجموعه داده هاي قديمي و جديد را كه حاوي داده هاي جغرافيايي هستند و بصورت منفرد و جدا از يكديگر عمل مي نمايند ، ادغام نمايد.
بهترين مثال براي اين مورد بخش خدمات رساني است كه در آن سامانه مخصوص به مشتريان با سامانه هايي كه حاوي ركوردهاي مربوط به شبكه خدمات رساني شهري هستند ادغام مي شود و نتيجه آن دست يافتن به يك سرويس خدمات رساني پيشرفته به مشتريان است .
براي مثال اگر شركت گاز براي تعمير يك نقص فني ناچار است كه بخشي از شبكه گاز رساني را قطع نمايد ،‌
GIS ميتواند اطلاعات مربوط به كليه مصرف كنندگان را كه تحت تاثير اين اقدام قرار خواهد گرفت تعيين نمايد ، بنابراين مي نوان همگي آنها را قبلا با خبر نمود.

" مؤلفه هاي  يك GIS "
تمام سامانه هاي اطلاعات جغرافيايي ، چه آنهايي كه به قيمت چند صد پوند هستند و در دستگاه
PC اجرا مي شوند و چه آنهايي كه مليونها پوند قيمت دارند و با بهره گيري از پيكر بندي هاي سخت افزاري بزرگ در سطح سازماني علني نموده و به صدها كاربر خدمات مي دهند ، داراي مجموعه اي مشترك از مولفه هاي زير هستند:
نرم افزار
سخت افزار
افرا د و روشهاي اجرايي
داده ها

 

 

 

 

 

ژئوماتیکس

در ابتدا جهت معرفی این بخش لازم است بدانیم ژئومتيكس چیست؟

به علومی چون رياضيات زمين، علم جمع‌آوري، تحليل و تفسير داده‌ها، بويژه داده‌هاي مربوط به سطح زمين   و همچنين مدلسازي، تحليل و مديريت داده هاي زمين مرجع  ژئومتيكس  گفته میشود بطور كلي ژئومتيكس علم و تكنولوژي مربوط به ويژگي و ساختار داده‌هاي مكاني، روشهاي بدست آوري، سازماندهي، طبقه‌بندي، بررسي كيفيت، تحليل، مديريت، نمايش و همچنين نياز ساختاري براي استفاده از اين اطلاعات مي‌باشد.

ژئومتيكس با طيف وسيعي از علوم مرتبط است كه هركدام براي ارائه تصويري از جهان فيزيكي مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. اين علوم عبارتند از:

سنجش از راه دور
سيستم هاي اطلاعات جغرافيايي
فتوگرامتري
نقشه برداري 
نقشه كشي
سيستم تعيين موقعيت جهاني


ژئومتيكس از جمله علومي است كه كاربردهاي زيادي در علوم مختلف از قبيل موارد زير دارد:


محيط زيست
مديريت منابع زميني
آمايش سرزمين
نظارت بر منابع طبيعي
توسعه پايدار
مديريت سواحل
برنامه ريزي شهري و......
.

 

 

الماس واژه ی این هفته

لوگان پیرسال اسمیت :

 در زندگی باید دو عامل را هدف زندگی قرار داد :
 ۱رسیدن به آنچه که می خواهی
۲لذت بردن از آن

 

 

شریعتی

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

 

 1-  آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند  ( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند


 
2-  آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است


3-   آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم


 
4-  آنانی که وقتی هستند نیستند و وقتی که نیستند هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

 

 

 
 

الماس واژه ی این هفته

حضرت علي(ع):
بدترين مردمان كسي است كه خود را بهترين مي‌شمارد

    

حضرت محمد(ص):
هركه در دلش به اندازه دانه برنجي خود بزرگ‌بيني داشته باشد، نمي‌تواند به بهشت راه يابد. ***

هوش عاطفی

مدت ها است كه دانشمندان و محققان بر روى هوش انسان ها كار مى كنند. دستاورد جديد آنها هوش عاطفى نام دارد.


اين هوش عاطفى در اصل هوش عقلانى را راه اندازى كرده و هدايت مى كند. هوش عاطفى مجموعه اى از مهارت هايى است كه انسان به دست مى آورد و در اين زمينه فرد بايد قادر به شناخت و پيش بينى احساس خود در موقعيت ها و وضعيت هاى مختلف باشد.

اين در حالى است كه بسيارى از افراد از احساسات خود آگاهى نداشته و يا اينكه ريشه اين نوع احساسات را به درستى درك نمى كنند. مثلاً به همين دليل و بدون هيچ مسئله خاصى ممكن است از فردى به شدت بدتان بيايد و يا برعكس. اينها نمونه اى از عملكرد هوش عاطفى است.

جالب اينكه افرادى كه هوش عاطفى بالايى دارند از قدرت مراقبت از احساسات خوبى برخوردار هستند. يكى از روش هاى مراقبت از اين احساسات، تجزيه و تحليل نتيجه عمل به اين احساسات و دچار شدن به آنها است. به طورى كه فرد عواقب اجتماعى اين گونه رخداد ها را در ذهن خود مجسم مى كند و براساس عواقب آن از احساسات خود چشم پوشى كرده و يا به آن عمل مى كند.

افرادى كه هوش عاطفى بالايى دارند، معمولاً افراد موفقى هستند حتى اگر هوش عقلانى متوسطى داشته باشند.

يكى ديگر از مشخصه هاى افرادى كه هوش عاطفى بالايى دارند اين است كه قادرند شرايط زندگى و رخداد هاى گوناگون را از نگاه ديگران مشاهده كنند، همچنين اينگونه افراد كمتر دچار افراط و تفريط مى شوند و توقع شان از ديگران در حد معقول و منطقى است. به طور مثال افرادى هستند كه از مدارج علمى خيلى بالايى برخوردار نيستند، ولى در عين حال طرح هاى بزرگ را رهبرى مى كنند و جماعتى را به هدف مورد نظرشان مى رسانند.

اين موضوع به هوش عاطفى مربوط مى شود و در اصل هوش عاطفى بر هوش عقلانى مقدم است و بايد به پرورش آن اقدام كرد، هرچند كه انسان هاى بزرگ از هر دو هوش برخوردار هستند. آيا تا به حال به هوش عاطفى خود توجه كرده ايد؟


همانا داستان زندگی دنیا ,همانند داستان آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم ورستنیهای خاک از آنچه مردمان  یا  چارپایان می خورند ،با آن در هم آمیخت و انبوه شد تا آنجا که زمین گل و شکوفه هایش را بر آوردوآراسته گشت  وسپس اهلش گمان کردند که مهار کار در دست آنان است .آنگاه فرمان ما در شب یا روز به آن در رسید وآن را چون محصول درو شده گرداندیم،گوئی که دیروز هیچ چیز نبوده است:بدینسان آیات خود را برای اندیشه وران روشن وشیوا بیان میداریم.(سوره یس)

آموخته ام

آموخته ام

چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس آن هاراناديده بگيرم.

آموخته ام

كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .

آموخته ام

زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .

آموخته ام

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم .

آموخته ام

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.

آموخته ام

دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آنرا متفاوت ببنند.

آموخته ام

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .

آموخته ام

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم .

آموخته ام

كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است .

آموخته ايم

كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند